سیب سرخ شب یلدا ...

سیب سرخ شب یلدا ...

شب یلـــــدا قدم آرام بردار

کمی هم احترام ما نگه دار

تو می بینی ربابم غصه دار است

بنی هاشــــم هنوزم داغدار است

صدای العطــش در گوش مانده

بدنها بی کفن هر گوشه مانده

شب یلدا تو هم چله نشین باش

سیه پوش غـم ســالار دین باش

گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بود

تنها تر از مسیح، کسی بر صلیب بود

سرها رسید از پی هم، مثل سیب سرخ

اول سری که رفت به کوفه، حبیب بود

مولا نوشته بود : بیا ای حبیب ما

تنها همین، چقدر پیامش غریب بود

مولا نوشته بود : بیا، دیر می شود

آخر حبیب را ز شهادت نصیب بود

مکتوب می رسید فراوان، ولی دریغ

خطش تمام، کوفی و مهرش فریب بود

اما حبیب، رنگ خدا داشت نامه اش

اما حبیب، جوهرش « امن یجیب» بود

یک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بود

باغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود

 

....

/ 0 نظر / 14 بازدید